جام جم آنلاين: محوطه تاريخي شوش از نظر حوزه فرهنگي به دليل تداوم سكونت در آن، از جمله مناطق كمنظير دنياست، چرا كه از هزاره 5 قبل از ميلاد تا قرن 6 هجري قمري همواره در مقاطع تاريخي ايران به واسطه فرهنگ و مدنيتي مستمر، نقطه عطفي بوده است كه شاهد ظهور و افول فرهنگهاي مختلف ايران و بينالنهرين است كه از آن جمله ميتوان به تمدن ایلامیان باستان، هخامنشي، پارتي، ساساني و اسلامياشاره كرد.
محوطه باستاني شوش در حالي در دنيا منحصر به فرد و مورد توجه خاص باستانشناسان و محققان بوده است كه در طول تاريخ همواره در دورههاي مختلف مورد تعرض قرار گرفته است. انهدام كامل شهر به وسيله آشوربانيپال در پي اضمحلال حكومت ایلام غارت و ويرانيهاي اسكندر مقدوني كه گواهي است از غنايم هنگفت در خزاين غني شهر، آسيبهاي فراواني كه شاپور دوم ساساني به دليل نافرماني شوشيان به شهر وارد كرد، هجوم مغولان در قرن سيزدهم ميلادي، به يغما بردن آثار باستاني شوش از سوي باستانشناسان فرانسوي به سبب صدور امتياز نامههاي حفاري در اين نقاط توسط دربار قاجار، لطمات ناشي از جنگ تحميلي، هجوم مردم بومي و غيربومي در سالهاي اخير كه شوش را به زبالهداني، پيست موتورسواري و جولانگاه بزهكاران و معتادان بدل كرده، همگي سبب سلب فرصت از شوش براي نماياندن چهره واقعياش شده است.
به نظر ميرسد پس از پشت سر گذاشتن وقايع مخاطرهآميز اشاره شده در تاريخ، بزرگترين تهديد اكنون شوش را به خطر انداخته است. هر روز خبري ديگر در مورد محوطه باستاني شهر شوش در اخبار به چشم ميخورد كه هنوز عرصه و حريم محوطه باستاني شوش مشخص نشده است. در اين مطلب به اتفاقات مختلف صورت گرفته در مورد تعيين حريم شوش پرداخته شده است.
اعلام تغيير در عرصه و حريم و افزايش عرصه محوطه باستاني شوش از 400 هكتار به 1200 هكتار و قرار گرفتن تعداد انبوهي از پلاكهاي تجاري و مسكوني در حريم جديد و پيدايش اختلافات در ساز و كار شهرسازي، به معضلي پيچيده بدل شده كه پيامد آن جنجالها و كشمكشهايي است كه چند وقتي است ميان مسوولان شهري، مردم، مديران ميراث فرهنگي و باستانشناسان استان از سويي و از سمتي ديگر، اعتراضات دوستداران و حاميان ميراث فرهنگي و ساير كارشناسان و متخصصان را به دنبال داشته است.
صادق محمدي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان خوزستان شايد يكي از معدود كساني باشد كه بتواند در مورد تعيين عرصه و حريم شهر تاريخي شوش نظر دهد.
چند وقتي از اعتراضات نگذشته است كه او طي گزارشي در خصوص اتفاقات اخير حول محور تعيين عرصه و حريم اين شهر باستاني، حريم 1200 هكتاري پيشنهادي باستانشناسان را غيرقابل قبول و حريم 400هكتاري تاييد شده در سال 1373 را ملاك عمل سازمان اعلام ميكند.
وي چنين عنوان ميكند كه عموما موضوعات تصويب شده در هر پايگاه پژوهشي اول بايد به شوراهاي راهبردي و فني بروند و پس از رفع ابهامات و اعلام نظرات در اين شوراها تأييد و در نهايت نتيجه آن چيزي است كه از اين شور استناد و به سازمان ابلاغ ميشود.
وي مدعي است در ارتباط با شوش اين مساله محقق نشده و موضوع وارد شوراي راهبردي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نشده است. او حتي پا را فراتر ميگذارد و ميگويد اين مساله به دليل نقص در مطالعات و وجود مشكلات عديده در شوراي فني كه از رئيس سازمان ميراث فرهنگي، مدير پايگاه شوش، گروهي از باستانشناسان مجرب و فرماندار، شهردار و شوراي شهر شوش تشكيل شده، مورد بررسي مجدد قرار گرفته و حريم 400 هكتاري به همين دليل اينچنين انتخاب شده است. اما ساخت و سازهاي اطراف شهر تاريخي شوش كماكان شايد اصليترين موضوع باشد كه نميتوان از آن بسادگي گذشت. خانهها هر روز در اين محوطه ساخته ميشوند و حتي ساخت هتلي بزرگ نيز در اين محوطه قرار است آرامش را از محيطي كاملا باستاني بگيرد.
محمدي همچنين در مورد ساخت و ساز در حريم مصوب كه نگرانيهاي بسياري را برانگيخته ميگويد: با وجود يگان حفاظتي سازمان كه به صورت دقيق و مستمر در صحنه حضور دارند، هيچ عمليات عمراني در داخل محدوده معين شده صورت نميپذيرد.
او اما ادامه ميدهد: خارج از حوزه مشخص، ساخت و ساز بلامانع و قانوني است، البته با شرط و شروطي مبني بر اينكه به سبب مهيا كردن محوطه براي ثبتجهاني در سازمان يونسكو، به سازههاي مرتفع جواز داده نميشود، بلكه براي حداكثر 2 طبقه آن هم هماهنگ با معماري بومي و احداث نكردن زيرزمين مجوز داده ميشود در صورتي كه حريم تغيير مييابد سازمان حق صدور جواز ساخت و ساز به دليل اين فعاليتها را نخواهد داشت.
هتلهاي مدرن با ملات تاريخي
اما هتلها چه؟ اين پرسشي است كه بسياري هنوز پاسخ آن را دريافت نكردهاند. بسياري از باستانشناسان معتقدند هتلها دقيقا روي محوطههاي باستاني ساخته ميشوند.
محمدي در اين باره ميگويد: ساخت هتلهاي لاله و امير زرگر در محوطه تاريخي شوش كاملا قانوني و خارج از حريم مصوبه شوش است.
او ادامه ميدهد: ساخت اماكن اقامتي در اين منطقه براي اسكان گردشگران از ضروريات كار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري است. محمدي اما به نكتهاي اشاره ميكند كه شنيدن آن خالي از لطف نيست. او ميگويد: جنجالهاي پيش آمده در اعلام گستردگي حريم، سبب جلب توجه خيل عظيمي از حفاران غيرمجاز و سودجويان آثار فرهنگي، به اين منطقه شده است كه موجب شده براي حفاظت از آثار تاريخي كشف نشده در اين منطقه علاوه بر افزايش يگان حفاظت، نيروهاي انتظامي نيز به كمك بيايند.
از سوي ديگر، غلامعلي باغبان مدير جديد پايگاه شوش نيز با تصديق گفتههاي صادق محمدي تعيين عرصه و حريم 1200 هكتاري را فاقد تطابق با معيارهاي علمي دانسته و از تفحصي مجدد با اعمال روشهاي جديد علمي صحبت به ميان ميآورد تا شبهات كاملا از ميان بروند.
اين در حالي است كه باغبان در گمانهزنيهاي خود در محلي كه قرار است هتل اميرزرگر در آن احداث شود به آثار باستاني برخورده و در حاليكه گزارشهايي هم در اين خصوص وجود دارد، در اقدامي عجيب در مصاحبه خويش، منكر اين مساله ميشود كه اصولا اثري تاريخي در آن مكان وجود داشته است. از سويي ديگر اما كاميار عبدي، از باستانشناسان فعال كشور كه در اين منطقه نيز به كاوش پرداخته است، در حاشيه از بروز فاجعهاي در خوزستان صحبت ميكند كه نه تنها محوطه باستاني شوش بلكه شايد گريبان ساير محوطههاي شاخص تمدن ايراني در استان، همچون ايوان كرخه، هرمز اردشير، ارجان و جندي شاپور را نيز بگيرد.
وي اما در يك اظهار نظر جديد ريشه همه اين اتفاقات را نشات گرفته از تصميمات مديران ناآشنا با باستانشناسي ميداند كه عمدا يا سهوا محوطههاي تاريخي باستاني را در معرض نابودي قرار دادهاند.
به گفته اين باستانشناس، فعاليتهاي محمدتقي عطايي، سرپرست هيات تعيين حريم محوطه باستاني شوش در مورد تعيين واقعي اين حريم از طرف پژوهشكده باستانشناسي و هيأت راهبردي شوش تأييد شده و در شوراي تعيين حرايم نيز مطرح شده و نتيجه به اطلاع ميراث فرهنگي استان هم رسيده است، اما مدير استاني زير بار نميرود و ساز خود را مينوازد.
عبدي نيز همچون ديگر باستانشناسان آشنا با محوطه باستاني شوش ساخت هتلها را در نزديكي كاخ آپادانا و شائور كاملا غيرقانوني و غير علمي ميداند و معتقد است اين كار نهتنها به آثار باستاني آسيب ميرساند، بلكه منظر فرهنگي محوطه را مخدوش ميكند؛ به طوري كه ساخت هتل اميرزرگر را اولين مانع سر راه ثبت شوش در فهرست آثار جهاني يونسكو ميداند.
به نقل از ايشان، باستانشناسان پيشكسوتي از جمله ميرعابدين كابلي و احسان يغمايي كه سالها در شوش كار كردهاند معتقدند هر دوي اين هتلها، بويژه هتل امير زرگر كاملا در عرصه آثار باستاني قرار دارند و آنان بارها اعتراض خود را به طور شفاهي و كتبي به مديران غير باستانشناس ابلاغ كردهاند؛ اقدامي كه در پي آن سازمان ميراث فرهنگي به جاي پاسخگويي به اعتراضات دلسوزانه،كارشناسان را ممنوعالمصاحبه كرد.
وي همچنين نگران فرسايش طبيعي و تخريب آثار موجود در محوطه باستاني شوش به دست افراد مسوول است و مثلاً به هزينههاي بسيار كلان در جهت استحكام بخشي كاملا بيهوده برخي آثار اشاره ميكند كه خود حتي سبب انهدام بيشتر ميشوند. وي براي نمونه به فعاليتهاي نسنجيده و پرهزينه در جهت استحكام بخشي قلعه شوش اشاره ميكند كه شركتي خصوصي متحمل كار مرمت شد و در حاليكه بدون توجه به عمق و شكافهاي داخلي فقط به تركهاي سطحي پرداختند و كار را در همين حد به اتمام رسانيدند، در ملات نيز از سبوس برنج سود جستند كه به واقع دعوتي است از موريانهها به سبب تخريب اساسيتر بنا و جالبتر آنكه به سبب نصب داربست براي لبهكشي و پوشش تركها نيز، آجرها را شكسته و داربست را بدان چفت كردند.
از سويي ديگر تنها غير كارشناسانه بودن موضوع آسيبشناسي و بازسازي ابنيه، آنهم در چنين فضايي با غناي فرهنگي بسيار بالا استنباط ميشود كه جاي تامل بسياري دارد. مهم اينجاست كه به گفته عبدي تمام اين تصميمات را مدير استان، بدون مشورت با باستانشناسان، به اختيار خود گرفتهاند، اما باستانشناسان بايد تاوان عواقب مخرب آن را بدهند.
وي در خاتمه با اشاره به اينكه ماجراهايي از اين دست فقط و فقط اهمال پرسش برانگيز گروهي در انجام وظيفه خود است و امروزه بيشترين لطمات و خسارات به ميراث فرهنگي از سوي مسوولان و مديران كارناآشنا به بار ميآيد، ميافزايد: بعيد نيست با عدم تمكين و تركتازيهاي مديران ميراث فرهنگي استاني و مقاومت لجبازانه آنان با نظر كارشناسان مشكل شوش نيز جنبهاي بينالمللي، همچون ماجراي سد سيوند و پاسارگاد پيدا كند. او ميگويد اين موضوع تفاوتي نيز دارد زيرا در موارد پيشين مانند پاسارگاد تهديدي غيرمستقيم به پاسارگاد وجود داشته است، اما درخصوص شوش، تهديدات كاملا مستقيم شهر باستاني را هدف قرار دادهاند.
شوش، از هزارههاي دور
خوزستان از نخستين مناطق بدوي استقرارهاي بشري است و حوزه فرهنگي و باستاني شوش در دشت شوشان در شمال شرقي آن، يكي از مناطق تجمع جمعيتهاي اوليه و در زمره كهنترين شهرهاي جهان است. شوش تاريخي از هزارههاي دور، بستر تولد و گسترش فرهنگهاي شكوفايي بوده كه چهرههاي ماندگاري را در تاريخ از خود به ارث گذاشته و وجود تپههاي متعدد باستاني و سازههاي معماري به يادگار مانده، دليلي محكم براين مدعاست.
اين خطه در دوره ايران باستان از نقطه نظرهاي مختلف اقتصادي و سوقالجيشي داراي موقعيت ممتاز و منحصر بهفرد بوده است كه از آن جمله ميتوان به مناسب بودن جلگه خوزستان براي كشت و زرع در نتيجه وجود رودخانههاي پر آب كارون، كرخه و دز در اين دشت رسوبي حاصلخيز و رقابت با تمدنهاي پيرامون بخصوص بينالنهرين اشاره كرد كه اين موضوع از جمله مهمترين عوامل شكلگيري فرهنگهاي باستاني شوشان و تمدن عيلام در اين خطه محسوب ميشود.